خرید بک لینک

مرغ مهتاب می خواند. 

ابری دراتاقم میگرید. 

گلهای چشم پشیمانی میشکفد. 

درتابوت پنجره ام پیکرمشرق می لولد. 

مغرب جان میکند....میمیرد. 

گیاه نارنجی خورشید 

در مرداب اتاقم میروید کم کم 

بیدارم 

نپنداریدم درخواب 

سایه ی شاخه ای بشکسته 

اهسته خوابم کرد. 

اکنون دارم میشنوم 

اهنگ مرغ مهتاب 

وگلهای چشم پشیمانی را پرپرمیکنم

برچسب: نویسنده: خودم تاريخ: شنبه 22 بهمن 1390 ساعت: 18:33

صفحه بندی